تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
331
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
فعِلّةٌ صوريةٌ للكلِّ * و فاعلٌ و صورةُ المحلِّ و بالجمله : براى صورت دو اعتبار است : هنگامى كه انسان مركب را با نظر به ماده مىبيند و تركيب از ماده و صورت را ملاحظه مىكند ، صورت در اين نظر علت صوريه براى مركب است و ماده ، علت ماديه است . نظر ديگر اين است كه انسان ملاحظه مىكند كه ماده پابرجا نبوده و سفيه است و نمىتواند پاى خود را در نظام وجود متمركز نموده و جاى پايى در صفحهء وجود داشته باشد ؛ لذا « صورة مّا » يى لازم است كه قيموميت آن را متكفل شده و او را حفظ نمايد . در اين نظر ، به صورت - كه حافظ و مقوم ماده است - علت فاعليه گفته و شريكة العله نيز گويند ، چون علت تمركز و پابرجا بودن ماده در صفحهء وجود صورت است و لو اينكه اصل وجود اثر فيض مطلق است . پس صورت در بقا و زندگى ماده ، شريكة العله است . همچنين در ماده هم گاهى مركب ملاحظه مىشود ، در اين نظر ماده علت ماديه است و گاهى ملاحظه مىشود كه ماده مورد و محل صورت بوده و صورت حالّ در اوست ، در اين نظر به ماده محل گويند . آنچه در اين بحث مهم است اين است كه شيئيت شىء به صورت است و گفته شد كه در اين نظر به صورت علت صوريه گويند . تُقالُ للجسمية و النوعية * و الشكل و الهيئة و العِلمية بلى براى صورت معانى ديگرى هم ذكر شده است . مثلًا به صورت جسميه صورت گويند و در باب طبيعيات گفته خواهد شد كه جسم بعد از هيولى جنس انواع است . و صورت نوعيه را نيز صورت گويند ، مثلًا نوع انسان را كه نوعى از حيوان است صورت نوعيه گويند . به شكل و هيئت هم صورت گويند و به صورت علميه هم صورت گويند . چنان كه